X
تبلیغات
رایتل

پزشکان یک خانواده اند

نبض پزشکان عمومی

*نقل از سایت انجمن ساری*

پزشک عمومی و جایگاهش در سیستم سلامت مد نظر دولت 


تلویزیون را برای دیدن برنامه «نبض» هفته اخیر، با اندکی تاخیر روشن کردیم! در بحث های انجام شده از سوی سه مهمان محترم برنامه، نکات بسیار جالبی به چشم خورد که به اختصار ذکر می کنیم: 

اول، جناب دکتر «خضری» نماینده محترم مجلس: اینکه شما «نیز» تاکید می نمایید که این طرح در دو استان مجری بصورت «پایلوت» اجرا می شود و هر دو مهمان برنامه هم مخالفتی با این قضیه نمی کنند، حجت را بر همه ما برای پایلوت بودن استانمان تمام کرد. اینکه تاکید دارید این استان ها در بهترین و خوشبینانه ترین حالت 40 – 50% از سیستم ارجاع و طرح پزشک خانواده را اجرا می کنند و این باعث پرت مالی زیادی شده و چنین مسئله ای اصلا آن چیزی نبود که مجلس به دنبالش بوده، اینکه احتمالا بدانید «سطح بندی خدمات و سیستم ارجاع» سریع الوصول ترین مسیر برای کاهش هزینه های درمانی بوده و حتی بدون وجود بار مالی اضافی به راحتی قابلیت اجرای سراسری دارد اما همچنان مهجورترین قسمت طرح در دو استان مجری می باشد، اینکه بدانید هنوز بعد از دو سال و اندی، هنوز اجرای «بسته های بهداشتی» در حد شعار مانده، اینکه همه این ها را بدانید و کارها همانگونه پیش برود که می رود، ما را با این پرسش روبرو می کند که پس نقش نظارتی مجلس چه می شود و به قول مجری محترم و همانگونه که ما پیش از این گفته بودیم، مگر مملکت ما چقدر پول دارد که... 

دوم، جناب دکتر « جان بابایی » رییس دانشگاه خودمان: اینکه ایشان افزایش درآمد پزشکان عمومی را از مزایای طرح می شمارند، باعث مسرت ما به عنوان انجمن صنفی پزشکان عمومی است و بابت چنین تفکری دستشان را هم می بوسیم! اما در این افزایش درآمد سه مسئله مطرح است؛ یک اینکه، به تعداد پزشکان عمومی که افزایش درآمد داشته اند، کسانی هم هستنند که پس از اجرای طرح، کاهش درآمد داشته اند! کسانی که نخواستند شریک اجرای طرحی شوند که از آغاز معلوم بود به امروزی ختم خواهد شد و بجز تعداد بسیار بسیار معدودی که از آن منتفع شده اند، تقریبا «همه» به ناکارآمد بودن آن اذعان دارند. پزشکانی که روزگاری گلوی خود را برای اصلاح طرح پاره کردند و آماده بودند و هستند تا با «اصلاح قانونی» طرح با آن مشارکت کنند، ولی پس از ناکام ماندن تلاش هایشان، به این خواسته اندک راضی شدند که تنها حق تجویز در دفترچه بیمه بیماران خود را داشته باشند، ولی هربار که به دنبال احقاق حقوق خود رفته اند، تنها با این «آفر» روبرو شده اند که «خب، شما هم بفرمایید داخل طرح»! دو اینکه، وقتی از افزایش درآمد «پزشکان خانواده روستا» از 2 و نیم به 7 میلیون می گویید، لطفا این را هم بگویید که چرا در طول 8 سالی که حقوق این عزیزان به نسبت تورم، روز به روز کاهش می یافت به فکر آنان نبودید؟ به خوانندگان گرامی علت این افزایش را عرض می کنم؛ با آغاز طرح پزشک خانواده شهری، اکثر پزشکان خانواده روستایی در تدارک خروج از روستاها و پیوستن به طرح شهری بودند و این می توانست در زمانی کوتاه باعث سقوط کامل طرح روستا شود!!! پس افزایش حقوق آنها یک «اجبار» بود، نه برکتی از سوی «02» و مجریان آن! سه اینکه، وقتی تمام حاضرین در برنامه، از «عدم تضمین های مالی با ثبات» برای اجرای طرح، به عنوان بزرگترین نقطه ضعف آن می گویند، شما چه تضمینی برای ادامه روند فعلی، و «پردرآمد ماندن» این همکاران دارید؟ شاید پاسخ شما این باشد که «تا زمانی که من هستم...» که البته پاسخ معقولانه و قابل اعتمادی نیست! 

نکته بعدی اینکه، استفاده از پول هایی که توسط دولت به نام پزشک خانواده ارسال می شود، برای نونوار کردن مراکز و خانه های بهداشت، به چه درد می خورد وقتی پایگاه های شما هیچ گامی برای نونوار شدن و احترام به بیمار بر نداشته اند؟! و اصولا، جابجا کردن بودجه برای سر و سامان دادن به کارهایی که سالیان سال بر زمین مانده بود، یا هزینه کردن در مواردی که البته فایده «عملی» برای طرح نداشت و ندارد، چه نکته مثبتی به حساب می آید؟!(از بسط و توضیح بیشتر معذوریم) دیگر اینکه، بسیار متاثر شدیم وقتی که به «آمار رسمی» بیمه ها در زمینه کم شدن مصرف دارو و مراجعه به پاراکلینیک و سطوح 2 و 3 اشاره فرمودید! می پرسید چرا؟ جناب دکتر، همه ما خدایی داریم و به همان شکل که می پنداریم، او را می پرستیم و احتمالا از او می ترسیم و باید در واژه به واژه حرفهایی که در محضر عام می زنیم، او را در نظر داشته باشیم! شاید بیننده غیر پزشک برنامه «نبض» با توجه به آمار ارائه شده توسط جنابعالی، شما را تشویق هم بکند، اما افرادی که از امور بیمه ای اندکی آگاهی دارند چطور؟ از جنابعالی می پرسیم، چرا این را نگفتید که این آمار فقط از «مراجعین بیمه شده، آن هم تنها در چارچوب طرح» حکایت می کند و از آمار مربوط به خیل عظیم مردم دردمندی خبر نمی دهد که بیمه شده اند، حق بیمه هم می دهند، اما بخاطر وسواس در سلامتی خود، به تصمیمات آنی در زمینه سلامت اعتماد ندارند و هنوز بصورت کاملا آزاد و بدون استفاده از دفترچه به پزشکان مورد وثوق سابق خود مراجعه می نمایند؟! اتفاقا درد همین جاست که به نظر میرسد شما برای پزشکان و مردمی که «عاقلانه» نخواستند به یک تصمیم خلق الساعه اعتماد کنند، ارزشی قایل نیستید، و احتمالا به همین دلیل اصلا جزو آمار شما محسوب نمی شوند! 

سوم و از همه مهم تر، جناب دکتر «سیاری» معاون محترم وزیر: ایشان ضمن اشاره به بهبود پارامترهای بهداشتی پس از اجرای طرح، ما را توجیه نکردند که آیا انتظارشان این بود که در صورت عدم آغاز طرح پزشک خانواده، در قرن 21 و در حالیکه راه های دسترسی به پزشک و بیمارستان، اصلا قابل مقایسه با 3 ده پیش نیست، و آگاهی های بهداشتی مردم نیز افزایش یافته، همچنان آمار مثلا «مرگ و میر مادران باردار» این مرز و بوم، مشابه عهد عتیق باشد؟ و مهمترین و کلیدی ترین نکته برنامه آن شب اینکه، با بیان نحوه اجرای پزشک خانواده با اصول مورد قبول ایشان، که البته پیشتر از زبان دیگر مسئولین وزارت هم شنیده بودیم، مطمئن شدیم «پزشک عمومی» به عنوان خط اول مراجعات مردم، و نیز یکی از پرهزینه ترین، طولانی ترین، و مقدس ترین سطوح تحصیلی کره خاکی، ارزشی در این طرح های رنگارنگ و گوناگون مسئولین و دولت های مختلف، ندارد! این نتیجه دردناک را آنجا گرفتیم که شنیدیم: ما باید به سه دلیل عمده، در طرح هایمان «کارشناس» تربیت شده را در صف اول مراجعات قرار دهیم، اول اینکه پزشک عمومی «گران» است(!!!!!!) ، دوم اینکه «ماندگار» نیست و دنبال ادامه تحصیل است(!!!!!!) ، و سوم اینکه نمی توانیم او را برای بیتوته راضی کنیم(!!!!!!) ، ولی کارشناس را می توانیم!(نقل به مضمون) خاضعانه از ایشان می پرسیم که لطف بفرمایند و بگویند اگر «جامعه پزشکان عمومی» تصمیم بگیرد که «تخفیف» ندهد و کارشناسان بهداشتی جای او را بگیرند، پس در سیستم مورد نظر شما اصلا جایگاه «پزشکان گران قیمت عمومی» کجا خواهد بود؟ مسئله بعدی این است که از نظر شما پزشک عمومی نسبت به چه کسی و چه شغلی گران است؟ آیا او را به عنوان یک پزشک با همکاران دیگری مقایسه می کنید که امروز دایم بر شیپور «زیرمیزی» گرفتن آنها می دمید، یا با فلان «اوستای فنی کار» که هرچند با جان و سلامت مردم سر و کار ندارد و تعطیلات و ساعت کارش هم دست خودش هست و خود و خانواده و جامعه برای آموزشش هزینه آنچنانی هم نکرده و زمان زیادی هم برای اوستا شدن صرف ننموده، اما به روزی 200 هزار تومان درآمد هم راضی نیست؟!!! این را بگویید تا بعد با هم بحث کنیم و ببینیم جنس ما «گران» هست یا نیست! و اما اینکه «ماندگار» نیست، باز برمی گردد به اینکه در طول سه دهه اخیر، هر کسی مسئول و متولی شغلیش بوده، آنقدر او را «ارزان» خواسته و ارزانتر فرض کرده، که چاره را در رفتن به دنبال «تخصص» از هر نوعی، دیده! عدم تمایل برای «بیتوته» را هم بگذارید به حساب «گران» بودن فردی که 20 سال درس خوانده و دلش نمی آید با حقوقی که شما برایش درنظر می گیرید، حالا و در دهه چهارم زندگیش، شب را مانند روز، از خانواده بی گناهش دور باشد و در موارد بسیاری، این شبها را در درمانگاه های «بعضا» نا امن، همزمان به عنوان پذیرش و پرستار و دربان و دارویار و ... سر کند! یعنی اینکه هر سه ایراد شما تنها به شرط «ارزان» ندیدن پزشک عمومی و «تعیین ارزش واقعی و نسبی خدمات» او برطرف می شود! حیف که او را مانند «جنس بازاری» می بینید و با قانون بازاری «عرضه و تقاضا» می رانید، ولی از او انتظار دارید با تکیه بر «قانون الهی» یک «فرشته نجات» باشد! آیا امکان پذیر است؟! زحمت خود را کم میکنیم، عزت شما هم فزون باد... 

پایان