X
تبلیغات
رایتل

پزشکان یک خانواده اند

تعداد واقعی تحت پوشش پزشک خانواده فارس ; محاسبه بهترین روشنگر واقعیات!

گستردگی , کمیت و کیفیت جمعیت تحت پوشش پزشک خانواده فارس

*تنها یک سوم !! از کل جمعیت استان فارس تحت پوشش واقعی پزشک خانواده شهری اند!*

(درخوشبینانه ترین حالت اکرجمعیت اعلامی مرکز آمارمبنای محاسبه قرارگیرد; کمتر از نصف)

بر اساس جدیدترین آمار اداره ثبت احوال با احتساب آخرین تغیرات جمعیتی بعد از سرشماری ۹۰,جمعیت استان فارس بالغ بر 5,100,000 نفر میباشد که حدود 1,500,000 نفر آن را روستاییان عزیز  و مابقی آن شهری با حدود 3,600,000 نفر جمعیت تشکیل میدهند . طبق آخرین آمار 983 نفر پزشک عمومی در طرح پزشک خانواده فارس فعالیت دارند که از این تعداد  تقریبا 550 نفر از آنها تک شیفت میباشند. ( البته حدود 400 نفر از این افراد شیفت مخالف در سیستم دولتی خدمت میکنند که بر خلاف قانون دو شغله ها و برخی قوانین دیگر بوده و علی القاعده نباید در طرح شرکت داده میشدند ) تعدادی از این افراد را پزشکانی تشکیل میدهند که به هر دلیلی مثلا بدلیل اینکه از سر اجبار وارد طرح شده اند, تعداد افراد کمتری از حد معمول را ثبت نام کرده اند و تعدادی نیز بدلیل کمبود پزشک ,اجبارا بیش از تعداد معمول تحت پوشش دارند. 

براساس طرح در حال اجرا در استان فارس , که از مصوبه مجلس و حتی طرح ابلاغی دولت فاصله گرفته و در کمال شگفتی به تعریف علمی پزشک خانواده نیز شباهتی ندارد , بصورت تخمینی اگر افراد تحت پوشش پزشکان تک شیفت (۵۵۰ پزشک )  را 1250 نفر به ازای هر پزشک و افراد تحت پوشش پزشکان دو شیفت (۴۰۰ پزشک) را 2500 نفر محاسبه کنیم در مجموع تعداد افراد تحت پوشش برنامه پزشک خانواده فارس 1,770,000 نفر میگردد . اگر حدود 300,000 نفر از جمعیت استان هم تحت پوشش بیمه نیروهای مسلح و بانکها و ... که تاکنون به طرح نپیوسته اند باشند بدین ترتیب حدود 1,600,000 نفر از جمعیت استان تحت پوشش هیچ پزشک خانواده ای نیستند (مگر اینکه باز هم بر خلاف قانون و بر اساس مصلحت اتفاق دیگری اتفاق افتاده باشد مانند ثبت نامهای صوری به نام رئیسان شبکه ها و یا ..  که این موضوع بررسی های خاص خود را توسط یک گروه خارج از وزارت بهداشت را میطلبد . موضوعی که بارها عنوان کرده ایم اما گوشی برای شنیدن نبوده و هیچ مسئولی نیز جوابگو نیست ) این گروه یا افرادی هستند که در این میان هیچ بیمه ای ندارند ( و اساسا براساس برنامه پنجم و لزوم بیمه همگانی میبایست ابتدائا این افراد که عموما نیز از قشر آسیب پذیر  میباشند و توان بیمه کردن خویش  ندارند, بیمه میشدند و سپس طرح اجرا میگردید ) و یا بیمه هستند ولی رغبتی برای ثبت نام در طرح ندارند و یا اصلا پزشکی برای ثبت نام در دسترس نداشته اند .

بدین معنا که این تعداد افراد , در حالت خیلی خیلی خوش بینانه یا علیرغم پرداخت حق بیمه و داشتن دفترچه تمام هزینه درمان خود را صد در صد از جیب خود میپردازند و یا اصلا تحت پوشش هیچ بیمه ای نیستند تا در طرح پزشک خانواده شرکت داده شوند .به این تعداد باید افرادی را اضافه کنیم که در خیلی از روستاها دارای دفترچه های خدمات درمانی و تامین اجتماعی میباشند و به افراد فوق اضافه میگردند.

از طرف دیگر اگر قرار باشد مابقی این افراد تحت پوشش طرح پزشک خانواده (حتی با همین کیفیت نازل فعلی) قرار گیرند ,لاجرم پزشکان بیشتری لازم خواهند بود که این جمعیت جدید را پوشش دهند. زمانی که در حال حاضر نیز , هم طرح پزشک خانواده روستایی و هم طرح پزشک خانواده شهری ,با کمبود پزشک روبروست , به نظر میرسد فقط در استان فارس برای جمعیتی که میبایست در آینده به طرح بپیوندند بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ پزشک عمومی جدید تمام وقت , علاوه بر پزشکان فعلی حاضر در طرح , لازم باشد که فعلا رغبتی برای پیوستن به طرح در این پزشکان بوجود نیامده است. این فقط در استان برخورداری مانند فارس میباشد . اگر این طرح در سطح تمام کشور اجرا شود که بدلیل کمبود پزشک, حداقل نیمی از جمعیت , محلی برای ثبت نام پیدا نخواهند کرد!!

 این آمار در شرایط اجرای بی کیفیت فعلی بدلیل جمعیت تحت پوشش بالاست , اگر قرار بر ارتقا کیفیت طرح به سطح متوسط و کاهش جمعیت تحت پوشش باشد که ناگفته پیداست چقدر دست نیافتنی است!!!  کیفیت عالی طرح هم که پیشکش مجریان !! 

بدین ترتیب طرح در حال اجرا در فارس هم از نظر مقبولیت عمومی و هم از نظر مقبولیت در بین جامعه پزشکی با مشکل روبروست. از طرف دیگر برای ادامه و گسترش طرح نیز پزشکان جدیدی لازم است که فعلا یا وجود ندارد و یا تمایلی برای ورود به چنین طرحهای غیر کارشناسی ندارند و اینها معضلات و موانع اساسی این طرح است اینها فقط بخشی از دلایل غیر قابل انجام بودن طرح حتی با کیفیت ضعیف است و لزوم توقف طرح و جلوگیری از هدر رفت امکانات و  زمان را میرساند تا بیش از این اعتماد مردم خدشه دار نشود.

حال چند سوال ساده:

کجای این موضوع با عدالت همخوانی دارد؟ آیا تبعیض بوجود آمده بین مردم یک استان از سویی و تبعیضی که بین مردم این استان و استانهای دیگر بدلیل اجرایی نشدن طرح پزشک خانواده در سراسر کشور , از سویی دیگر بوجود آمده , عادلانه است؟ 

از یک طرف در یک استان مردم برای برخورداری از خدمات درمانی شرایط یکسانی ندارند و این موضوع نسبت به قبل از اجرای طرح پزشک خانواده فارس بسیار بغرنج تر شده است . از این گذشته علیرغم تبلیغات وسیع  خیلی از افراد هم که تحت پوشش پزشکان خانواده هستند به صورت مراجعه آزاد نزد پزشکان قبلی و مورد اعتماد خود که در طرح وارد نشده اند مراجعه میکنند و هزینه آن را هم کلا از جیب خود میپردازند. آیا طبق معمول پزشکان عمومی مسئول این وضعیت هستند؟

از طرف دیگر مردم این استان نسبت به هم میهنان ساکن در سایر نقاط کشور شرایط متفاوت و تبعیض آمیزی را سپری میکنند . با توجه به محدودیت های اعمال شده در استان فارس به خاطر منحصر شدن اعتبار دفترچه های بیمه به مراجعه به یک پزشک خاص و پرداخت ۱۰۰٪ هزینه ها از سوی مردم خارج از طرح و یا کسانی که در طرح ثبت نام کرده اند ولی به هر دلیل به صورت آزاد به پزشکان خارج از طرح مراجعه مینمایند , این موضوع مطرح میشود که با توجه به اصل سوم قانون اساسی چرا این شرایط تبغیض آمیز ادامه می یابد ؟ فرق بین مردم و پزشکان استان فارس با کل کشور چیست و تا چه زمانی بدین صورت باقی میماند؟ مدیران استانی که از هر تلاشی (تهدید ,اجبار, گاها در سبز نشان دادن , اقدامات دستوری و...) برای کشاندن پزشکان و مردم به داخل این طرح ناقص الخلقه دست برنداشتند آیا جوابگوی مردم شریف و پزشکان عزیز هستند؟ آیا هزینه این تغییرات در شیوه مراجعه مردم به پزشکان , که هیچ شباهتی به اصلاحات ندارد را بیمه ها پرداخت میکنند یا وزارت بهداشت؟ (که بارها اعلام کرده اند این طرح بودجه کافی و مصوب ندارد ) و یا مردم شریف و پزشکان که بدلیل لغو یک طرفه قراردادهای بیمه ای مخارج درمان خود را ۱۰۰٪ از جیب پرداخت میکنند ؟ به این ترتیب بیمه ها عملا از برآوردن قسمت عمده ای از درخواست مردم شانه خالی کرده و بیمه های ناکارامد , ناکارامدتر شده اند .

این موضوع زمانی قابل تامل تر است که استان فارس آنگونه که برخی تصور میکنند استان پایلوت برای اجرای پزشک خانواده  نبوده است. چرا که در این صورت باید دارای یک طرح پایلوت با زمان شروع و خاتمه میبود که چنین چیزی وجود ندارد . از طرف دیگر گسترش این طرح هم متوقف شده پس استان پیشتاز در اجرای طرح هم نیست . بلکه عملا آزمایشگاهی برای کسب تجربه کسانی شده که نمیخواهند از تجربیات دنیا و یا حتی نظرات کارشناسان داخلی استفاده کنند و این منجر به هدر رفت منابع و فرصتها و حتی ایجاد هزینه برای نظام شده است . طرحی که میبایست به کاهش هزینه ها کمک کند اکنون خود هزینه بر شده است و این شامل هزینه های مادی و غیر مادی میشود که از بعد امنیتی نیز قابل بررسی است.

چرا چشمانمان را به روی حقایق باز نمیکنیم و واقعیات را باور نمیکنیم؟چرا به جای لجبازی و طرفداری یکجانبه از برنامه ای که نه بودجه مصوب دارد و نه طرحی همه جانبه دارد تمام تقصیرات و نواقص را به گردن جامعه خدوم پزشکان عمومی می اندازیم . در همین مدت 18 ماهه از شروع طرح پزشک خانواده فارس, وزارتخانه بهداشت 3 وزیر را تجربه کرده و هر بار مردم انتظار تغییری به سوی بهتر شدن و رفع اشکالات اساسی طرح و یا تعلیق آن تا زمان مناسب داشته اند. جامعه پزشکی آمادگی خود را برای اجرای هر طرحی که همه جانبه و متضمن تامین منافع نظام سلامت و مردم باشد , اعلام کرده است اما طراحان و مجریان, هیچ گاه به نظرات کارشناسی توجهی نکرده اند و مانند طرح پزشک خانواده روستایی ,خواسته یا ناخواسته , اجرایی بی کیفیت و ناقص را در دستور کار قرار داده اند . طبق قانون و شیوه اجرایی دیگر کشورها و بر اساس تعریف , پزشک خانواده باید به نحوی انجام شود که بیشتر وقت پزشک به اقدامات بهداشتی اختصاص یابد. در طرح فعلی درمان مردم هم دچار تزلزلی بیش از پیش شده چه رسد به انجام اقدامات بهداشتی به عبارت دیگر به همان بیراهه ای میرود که قبلا نظام مبتنی بر شبکه و یا طرح پزشک خانواده روستایی دچار آن شد. اما یادمان باشد فرهنگ این مردم اینست که برای سلامتی خانواده شان فرش زیر پایشان را میفروشند تا وجدانشان آسوده باشد. کما اینکه خونشان را دادند تا مملکت و دینشان را بیمه کنند .مردم میفهمند و لایق احترام . اعتبار پزشکان را هزینه چنین طرحهایی نکنیم و اطمینان آنها را از وزارت بهداشت برای سالها سلب نکنیم که آنها نیز شریفند و دست پرورده همین مرز و بوم ...

                                                     رییس شورای هماهنگی پزشکان عمومی استان فارس 
                                                                                                دکتر سروش مردانی