X
تبلیغات
رایتل

پزشکان یک خانواده اند

این مشکل همه ماست

                                                                                                                            نقل از انجمن ساری

 موشی ، در خانه صاحب مزرعه ، تله موشی دید . به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد . همه گفتند : تله موش، مشکل توست . به ما ربطی ندارد ! ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید . از مرغ برایش سوپ درست کردند . گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند . گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و در این مدت ، موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربطی نداشت ، فکر می کرد ... 

***

باز هم سالی گذشت ، همچو سال های دگر! باز هم سالگرد تولد شیخ الرئیس و باز هم روز پزشکی دیگر ! و همچنان پزشک و پزشکی مظلوم ، و مسایل پزشکی مرغ عزا و عروسی ! اما نه ، امسال برای استان ، سال دیگری بود . سالی که دانشگاه علوم پزشکی دیارمان ، با شروع داوطلبانه و بلکه مصرانه طرحی بنام « پزشک خانواده شهری » می خواست طرحی نو دراندازد ! و در این میان ، یکسال اخیر برای پزشکان عمومی ، تفاوت ویژه ای داشت ، که آغاز این طرح ، بدون همکاری آنان ممکن نبود و سرانجام با شعار افزایش شأن و منزلت پزشکان عمومی امکانپذیر شد ! شأنی که قرار بود از طریق « افزایش درآمد » و « القای مفیدبودن پزشکان عمومی » از طریق اجرای « سیستم ارجاع و سطح بندی خدمات » بوجود آمده و ارتقاء یابد ! اما نه با گذشت زمانی طولانی ،که پس از مدت بسیار کوتاهی ، در میان بهت و حیرت ، و با اعلام توقف اجرای طرح در سطح 2 و 3 ، رنگ از رخساره این کودک نوپا پرید ، و طرح پزشک خانواده شد یک شیر بی یال و کوپال واشکم !!! نه خود را گول می زنیم ، نه شعارهای دهان پر کن فریاد می کنیم ، و می پذیریم که امروز هیچکس نمی تواند نقش « پول » و « مادیات » را در ایجاد منزلت و شأت انسانها کتمان نماید و بدین ترتیب ، تعدادی از همکاران ما که به قول یکی از مسئولین اجرایی طرح ، درآمدهایی با شش عدد صفر برایشان آرزو بود ، به پشتوانه این طرح «‌فعلاً » به چنین آرزویی رسیدند و از این جنبه ، شأن و منزلتشان افزایش یافت . اما هرگز کسی به آنها یادآور نشد ، همین کسانی که امروز طرح را طراحی و آن را اجرا کردند ، می توانستند در طی تمام سال هایی که این شأن چون تکه ای یخ ، روزبروز آب می شد ، طرح های ساده تری بدهند که این نخبگان جامعه ایران تمام شأن و منزلت را در صفرهایی حقوق آخرماهشان جستجو نکنند !!! در این میان ، کسانی هم بودند که حتی از همین شأن و منزلت ، مادی نیز گذشتند تا مُبَلّغ این مسیر اشتباه و پیشبرنده آن به سمت یک افق ناپیدا نباشند تا شاید روزی پزشک خانواده ، به واقع پزشک خانواده ها باشد ، و شأن و منزلت شغل مقدسشان را به واقع بالا ببرد . کسانی که به نظاره نشسته اند و منتظرند تا ببینند وجدان فروخفته جامعه پزشکی کی بیدار می شود و درک می نماید ، که این مشکلات ، روزی گریبانگیر همه آنها خواهدشد ، همانگونه که مظلومیت پزشکان طرح روستا را درنیافتیم تا مشکلات آنها امروز گریبانگیر پزشکان شاغل در شهر را هم بگیرد . بسیاری از همکاران ما در رسته ها و رشته های دیگر پزشکی ، که روز اول نگران آثار و نتایج این طرح بودند ، پس از مدتی ، از بی اثر شدن دفترچه ها استقبال نمودند و از افزایش نقدینگی خود در شامگاهان هر روز گفتند و آرام گرفتند و تنها نگرانی شان را آسیب مردم و پزشکان عمومی نام نهادند ! دست مریزاد که هنوز این آسیب ها حداقل ما را نگران می کند !

امروز روز دیگریست . دولت تغییر یافته و رئیس جمهوری آمده ، که می خواهد قفل ها را با کلید خود باز کند . نمی دانیم قفل پزشک خانواده را در استان ما چگونه خواهد گشود !

قفلی که اگر اینقدر ساده و سهل رفتار نمی کردیم ، شاید امروز اصلاً نبود ! اکنون ، همه ما ، از مخالف و معاند و دلسوز و طرفدار طرح می دانیم که تنها تغییر حاصله در سیستم سلامت استانمان ، منقوش شدن دفترچه ها به مهرهای غول آسای سرخ و آبی است . نه هزینه بیماران کم شده ، نه سیستم مترقی ارجاع مستقر شده ! و بسیاری از مشکلاتی که این انجمن ذره ذره آن را پیش بینی کرده بود ، رخ نموده .

بسیاری از پیشنهادات ما امروز بدون هیچ تأیید قانونی در حال اجراست ، چرا که بصورت اولیه اصلاً قابل اجرا نبود ، اما هنوز هم کسی آنها را رسماً به تصویب نرسانده !!! پزشک خانواده کج دارو مریز  به پیش می رود  و تنها خوشبختی ما این است که می بینیم طرح در همین دو استان متوقف گشته و برخلاف شعارها ، سراسری نشده ! هنوز اما بسیاری از پیش بینی های ما مانده تا رخ بنماید .

هنوز مشکلات آن به « درد مشترک » تبدیل نشده ، اما آیا همیشه اینگونه خواهد بود ؟

***

... و موش همچنان از سوراخ لانه خود ، به تله موش فکر می کرد ، که قرار بود مشکل او باشد و او ...