X
تبلیغات
رایتل

پزشکان یک خانواده اند

سلامت روستائیان ; بازیچه برنامه پزشک خانواده شهری و قمپزهای برخی !

اینک چه تعداد از پزشکان وارد شده به طرح در فارس از پزشکان روستایند دقیقا معلوم نیست . برخی آن را تا نصف پزشکان 900 نفری خانواده فارس یعنی نزدیک به 400 نفر  حدس میزنند.  

این پزشکان دو دسته اند: 

1- گروهی که بدلیل تبلیغات اولیه پزشک خانواده و جهت خلاصی از محیط روستائی و تنگناهای آن و بخصوص بدلیل تمایل مدیران مربوطه برای راه انداختن پزشک خانواده به هر بهایی در شهرهای بزرگ بخصوص شیراز و نیز بدلیل اینکه برنامه پزشک خانواده فرصت خوبی برای راه اندازی مطب آنهم مطبی که از روز اول افتتاح بدلیل ثبت نام اجباری از مردم دارای بیمار خواهد بود و هزینه های جااندازی و شناخته شدن پزشک را کم میکرد , وارد طرح شدند. این کار با خالی شدن روستاها از پزشک همراه بود و از طرفی تعداد مطب ها در شهرهای بزرگ زیاد کرد. بسیاری در این گروه از ابتدا امیدی به ادامه طرح نداشته و آن را شکست خورده فرض میکردند . بعد از یکسال از شروع طرح اکنون اغلب این عده نیز دیگر تمایلی برای ادامه طرح 02 ندارند , چون مطب خود را جا افتاده میپندارند و خود را شناخته شده و بالطبع ادامه طرح برایشان منفعتی ندارد . بخصوص که هر روز به شرح وظایف ایشان اضافه میشود و ادامه کار را غیر ممکن می نماید. وظایفی که در صورت اجرا بدلیل برخوردهایی که بین بیماران و پزشک بلحاظ وظایف زیاد پزشک خانواده و وقت کم و انتظارات بیماران پیش خواهد آورد اولین نتیجه اش نارضایتی مردم از پزشک مربوطه و هدررفت تلاش این همکاران برای جلب اعتماد مردم خواهد بود چون ایشان در نوک حمله قرار دارند.و با فشاری که روز به روز از سوی مسئولان اضافه خواهد شد دومین نتیجه اش مواجهه با کسورات در زمان پرداخت ها  و پس از افزایش تعداد پزشکان , حتی تهدید به  لغو قرارداد میشوند. از طرف دیگر انتظار میرود مسئولان دانشگاه همبن  سیاست را ادامه داده و سال جاری نیز تعدادی را تشویق کنند به طرح اضافه شوند تا به گفته خودشان از پزشک سالاری جلوگیری شود.  

از طرف دیگر با اضافه شدن پزشکان از جمعیت ثبت نامی کم شده و بالطبع سرانه دریافتی نیز کاهش مییابد . از ابتدا نیز تصور طراحان وجود 80,000 پزشک عمومی در کشور و در نتیجه 500 تا 1000 ثبت نام برای هر پزشک و پرداخت سرانه حدود 1-2 میلیونی به پزشکان بود! به حدی که  اوایل طرح در یک مصوبه  ستاد اجرایی فارس به صدور پزشکان اضافی فارس به مناطق محروم و سایر استانها نوید داده شده است ! امری که بعدا  خوش خیالی محض آن معلوم گردید. 

2- گروهی دیگر از پزشکان روستا را خود دانشگاه و شبکه های شهرستانها برخلاف قانون به صورت مستقیم وارد طرح پزشک خانواده نموده اند.مکان طبابت ایشان خود موضوعی جالب است : برخی در مطبهای گروهی! برخی در مراکز بهداشت یا بیمارستانها و حتی برخی فقط 2 ساعت در روز در اتاق مدیر شبکه! و گاه بدون امکانات اولیه معاینه! (به نحوی که برای داشتن وسایلی چون چراغ قوه! مصوبه داده اند) از آنجا که در شهرهای کوچکتر پزشکان اتحاد بیشتری داشته و بدلیل محرومیت منطقه پزشکان زیاد در آنجا نمی مانند و حتی برخی از آنان با شروع پزشک خانواده به شهرهای بزرگ مهاجرت کردند, درشهرستانها کمبود پزشک خانواده نمود بیشتری دارد. به همین دلیل مسئولان تعداد زیادی از این پزشکان را برای در هم شکستن مقاومت پزشکان شهرستانی وارد طرح کردند . به نحوی که تعداد آنان از پزشکان باسابقه و مقیم در این شهرها فراتر رفته است. این گروه اغلب در شیفت صبح پزشک روستا و در شیفت عصر پزشک شهریند و به اصطلاح دو گانه سوزند! یکی از این همکاران که یک شیفت را در روستایی در جنوب شرق شیراز پزشک روستا و در شیفت دیگر در شهر نسبتا کوچکی در شمال غرب شیراز پزشک خانواده بود , متاسفانه در یکی از همین سفرها تصادف نمودند و فوت شدند . ایشان دومین قربانی پزشک خانواده فارس نام گرفتند. در مواردی تا 12 نفر از ایشان در یک درمانگاه کار میکنند و البته اغلب چند نفری از ایشان مرخصی اند! 

روستایی به نام شیراز !

برخی حتی خبر از فعالیت گروهی از همین پزشک روستاها در خود شهر شیراز میدهند که بخصوص در روستاهای نزدیک شیراز پزشک روستایند و بقیه ساعات یک شیفت را (در مواردی کاملا در شهر و تمام وقت ) حتی در مطب و اغلب در درمانگاهها و یا مراکز دولتی پزشک خانواده شهری هستند . بالاخره اگرچه امروزه شیراز کلانشهر است ولی لابد روزی در هزاره های ! قبل روستایی بوده با جمعیتی همانند روستاهای کنونی! ما در جستجوی تعداد واقعی این همکاران هستیم.

 به نظر میرسد با اضافه کردن پزشکان طرحی بیشتر به پزشکان روستا و شبکه ها در آینده نزدیک , ادامه کار ایشان بدین صورت مبهم باشد. به عبارت دیگر با رفع نیاز , بزودی به این گروه نیز فشار بیشتری وارد شود و ماه عسل ایشان نیز دیری نمیپاید. از آنجا که بتدریج این گروه نیز به کلاه گشادی که سرشان رفته آگاه میشوند از انجام بیگاری بیشتر طفره رفته و بالنتیجه این گروه نیز با فشار بیشتری برای جلوگیری از انسجام با پزشکان قدیمیتر روبه رو میشوند. 

در این میان آنچه مغفول مانده سلامت روستاییان و پزشک خانواده روستایی است که متاسفانه عمدی است. وقتی یک جمعیت گاه تا بیش از 10000 نفر را یک پزشک روستا آنهم در یک شیفت باید خدمت رسانی کند و در برخی مراکز از همین تک پزشک نیز خبری نیست , چگونه میتوان سلامت روستاییان را حفظ کرد چه رسد به ارتقا آن . پزشکی که در شیفت دیگر نیز باید بیماران یک جمعیت گاه تا 2000 نفری را در شهر ویزیت کند و  سلامت آنها نیز پایش بنماید  . شاید خدا خودش به ایشان (بیماران و پزشکان) رحم کند!  

نظر خانواده: 

-    با سلام دوست عزیز طرحی که به لحاظ ساختاری معیوب است از ثبات لازم برخوردار نیست و ناگزیر است برای بقا خود به عوامل غیر متعارف متوسل شود لذا همواره ازتخلفی به تخلف دیگر و از بحرانی به بحرانی می رود . اما علت اینکه چنین طرح هایی به مرحله اجرا میرسند متاسفانه وجود همکارانی است که یا درتشکلها مادام العمر جا خوش کرده اند وبرای حفظ موقعیت خود منافع پزشک و بیماررا وجه المصالحه قرار داده اند اینها بین پزشکان راهنما به چپ می زنند اما نزد مسئولین به راست می پیچند و گروهی از پزشکان که دانسته یا ندانسته منافع کوتاه مدت خود را ترجیح می دهند نه ارزش و اعتبار و کرامت و شانی برای خود قائلند و نه آینده نگری دارند . دوست عزیز حکایت ما اینست .موفق باشید 

-    به نظر من گروه اول که احتمالا کمی آینده نگر ترند باید سریعتر بار خود را ببندند (و از طرح خارج شوند) وبی خودی هم با بیماران به خاطر منفعت طلبی بیمه ها و سیاست بازی دانشگاه و بی توجهی ایشان به خواست و روحیات مردم , درگیر نشوند و بدانند ما پزشکان فقط از راه ارتباط صمیمانه با مردم بوده که نزد ایشان محترم و معتمد آنان هستیم. باید به خواست مردم توجه کنیم و بس . در نهایت آنچه بدرد دنیا و آخرت ما میخورد مقبولیت مردمی است نه مقبولیت بیمه ای یا دانشگاه و مدیران اجرایی!. باید پزشکی را مستقل نگه داشت همانند برخی اقشار که خود را هیچگاه وابسته ننموده اند و همواره در دل مردم جای داشته اند.برخی سرمایه اجتماعی ما که مقبولیت مردمی است را نمی پسندند و هجمه به آن را در سر دارند. مواظب باشید روزی نرسد که ما با مردم بر سر ننوشتن چند قلم دارو یا آزمایشی درگیر کنند و به آن اسم فرهنگ سازی بدهند یا مراجعات مردم را غیر ضروری فرض کنند و مانع مراجعات مردم به پزشک شوند. 

-   با سلام و آرزوی سلامت برای همه همکاران در وبلاگ خوبتان:من با کامنت اولین همکار کامنت گذار موافقم.فرصت طلبی در بالاو در میان کسانی که با لابی گری و تطمیع خود را در صفوف نمایندگان پزشکان عمومی ودر انجمن شیراز جا زده اند و فقط به فکر" بیزنس" خود هستندو از خلا حضور دوستانمان در میانه میدان سو استفاده کرده و بر صندلی ها تکیه زده و برای منافع خود لابی گری میکنند(ماه درخشنده چو پنهان شود شب پره بازیگر میدان شود) و در پائین سر در گمی و تا حدود زیاذی استیصال بعضی از دوستان و احتیاج انان به در امد های بسیار نازل به هر دلیل و فراموش کردن منافع بلند مدت خود و نیز فراموش کردن پاسداری از کرامت پزشکی و انسانی خویش.گروه اول را باید به دیگر دوستان شناساندو گروه دوم یعنی دوستانی را که فکر میکنند فقط باید کلاه خود را بچسبند ولو به قیمت گسستگی ذر صنف خود باید اگاه کرد 

-   سلام GP جان . ممنون از نوشتن این واقعیات که خود من با چشمام اکثریتش رو دیدم و لمس کردم .
مشکل دیگه ای که جدیدا ایجاد شده درمورد دفترچه های روستایی-شهری هست که در شهرهای زیر 20000نفر برای بیماران صادر شده و تا چند مدت پیش بیماران با همین دفترچه ها پذیرش میشدند . اما جدیداً اعلام شده که این دفترچه ها دیگه اعتبار نداره و باید با دفترچه بیمه ایرانیان عوض بشه . بیچاره بیماران که تا اون زمان باید هزینه همه خدماتشون _ بجز ویزیت پزشک خانواده _ رو آزاد بدن . 

-   در حالیکه هنوز سیستم پزشک خانواده روستایی آسیب شناسی نشده و مشکلات آن بررسی و حل نگردیده ؛ ازجمله اینکه علیرغم اعلام سرانه روستایی سال 1392 و با گذشت حدود پنج ماه از سال هنوز وزارت بهداشت بعلت مشکلات مدیریتی نتوانسته دستورالعمل اجرایی سال 1392 پزشک خانواده روستایی را ابلاغ نماید؛ واینکه چرا در حدود 20 درصد پزشکان روستایی از این طرح خارج شده ودر 20 درصد دیگر مراکز روستایی نیززمان ماندگاری پزشکان به کمتر از یکسال رسیده است ؟حال با توجه به این مشکلات مدیریتی اصرار بر اجرای طرح پزشک خانواده در تهران و سایر شهرها توسط وزارت بهداشت معلوم نیست ؟! 

-- اقایان طرح به این خوبی که همه با کمال میل بهش چسبیدن مخصوصا تو شهر ما رو جرا میخاین خرابش کنین.از گشنگی میمیرن همکارانتونا.

gp:سلام همکار بسیار خوبم. شما فکر میکنید   اولا بخش عمده ای از منابع مالی طرح از کجا تامین شده ؟   دوما شما فکر میکنید اگر افزایش افراد تحت پوشش به 3500 نفر باعث شده فعلا مبلغ دریافتی  برای برخی مانع مرگ بدلیل گرسنگی  شود (بگفته شما دوست عزیز شده ) به چه دلیل است؟    سوما اگر فعلا عدم انجام وظایف محوله توسط ستاد اجرایی نادیده گرفته شده به کدام دلیل است؟ پاسخ روشن است: 

-- مقدار زیادی از منابع مالی از لغو قرار داد بیمه با بقیه همکارانتان و افزایش پرداختی مردم بابت ویزیت, دارو و خدمات در مراجعات ایشان به پزشکان مورد اعتماد خود  و صرفه جویی حاصله , تامین شده است. 

-- 3500 نفر تحت پوشش , بدلیل وارد نشدن دیگر همکارانتان است . از آنجا که از ابتدا نیز سقف افراد تحت پوشش تا 2500 نفر بود و این عدد سقف و حداکثر بود و به معنی  اختصاص آن به همه شهرها و پزشکان آن مناطق نیست. به عبارت دیگر  این سقف تنها برای مناطق محروم و فاقد پزشک  بوده نه برای شهرهایی برخوردار نظیر اکثر شهرهای فارس. مطمئن باشید به محض اعلام آمادگی این دوستان برای ورود به طرح , از آنجا که خود مسئولان نیز میدانند خدمات مطلوب , و رضایت مردم با جمعیت زیر 1000 نفر برای دو شیفت ممکن است , این عدد به هزار و کمتر تنزل خواهد کرد  و بالنتیجه جمع در یافتی شما  به عددی خواهد رسید که فقط مانع مرگ گرسنگان شود و نه بیشتر.  

-- از طرف دیگر به محض افزایش پزشکان متقاضی ورود به طرح شرح وظایف کامل به همه ابلاغ و از همه عمل کامل به آن خواسته خواهد شد و تازه بیگاری واقعی  شروع خواهد شد .آن زمان دیگر برای تاسف خوردن همکاران عزیزی مثل شما برای این روزها و یک صدا نشدن با ما دیر خواهد بود. میبینید که انتقادات ما تا حالا که حداقل از نظر منافع مالی البته موقتا بیشتر به نفع همکاران داخل طرح بوده تا منتقدین ! و از این نظر تاکنون همه مدیون ایشان هستند! اما این امتیازات موقتی است . دوباره فکر کنید و نتیجه آن را به ما هم منتقل کنید. موفق باشید.  

-- gpعزیز.سلام.من خودم یکی از مخالفان سرسختم.ایمیلی که زدم هم طعنه ای بود به همکاران چسبیده به این طرح حماقتبار.و برای اونا مرثیه خوندم که یه وقتی از گشنگی فوت نکنن.من معتقدم که بعضی از اینا اگه یه روزی طرح هم بصورت کشوری منحل بشود نامه مینویسن که ما طرحو میخواییم.ما میمیریم.نجاتمون بدید! 

- gp:متشکرم.

--  براساس تعاریف جهانی پزشک خانواده باید مرکز تلاش دولتها برای برقراری عدالت درسیستم های مراقبتی وسلامتی باشد؛اما براستی چرا در یک نظام سلامت عدالت محور؛ سرانه درمان روستاییان که از اقشار ضعیف جامعه هستند باید کمتر از شهرنشینان باشد؟ وبه این دلیل از زمان اجرای همزمان فازهای شهری وروستائی پزشک خانواده در دو استان فارس ومازندران شاهدیم که روستائیان جهت دریافت خدمات سطح اول در سیستم پزشک خانواده روستایی فرانشیز (پول) پرداخت مینمایند(خدمات ویزیت پزشک؛دریافت دارو؛تزریقات ؛ پانسمان)ولی بطور همزمان شهرنشینان برای دریافت همین خدمات در طرح پزشک خانواده شهری ریالی پرداخت نمی نمایند.براستی آیا نباید گفت این طرح که گفته میشود ناجی نظام سلامت کشور است باچنین اجرای غیر کارشناسانه وشتابزده مسئولین موجبات عدم تحقق عدالت در برخورداری از خدمات سلامت را فراهم نموده است. 

 - - معاون وزیر بهداشت تفاوت سرانه پزشک خانواده در روستا و بخش شهری را یکی دیگر از دلایل جدایی پزشکان عمومی از این طرح عنوان کرد و گفت: در استان‌هایی که پزشک خانواده در مناطق شهری اجرا شد سرانه به طور قابل توجهی بالاتر بود و هر جا در مناطق شهری پزشک خانواده را شروع کردیم با موج مهاجرت پزشکان خانواده روستا به شهر بودیم. براستی همین سخنان که اخیراًدر رسانه ها از قول خانم دکتر رخشانی منتشر منتشر گردیده خود بیانگر آغاز شتابزده وغیر کارشناسی برنامه پزشک خانواده شهری بدون آسیب شناسی و رفع کاستی های طرح پزشک خانواده روستائی توسط مسئولین وزارت بهداشت نیست؟