X
تبلیغات
رایتل

پزشکان یک خانواده اند

سپهسالار آزادی

                                                                                             (ارسالی خوانندگان ؛متین؛)

     عاشورای هر سال برای دلهای بی قرار و ملتهب مجالی است تا بر اقیانوس کنار آزادگی و مروت و از خود گذشتگی انسانی از سلاله پاک خورشید بایستد و بر اعماق تاریخ بنگرد و بر شناخت مفاهیمی بنیادی مروری دوباره کنند بی شک در ظلمات و تیرگی همه بی عدالتی ها و نابرابری ها ستاره ای درخشان و فروزان را با نماد عدالت آزادگی معصومیت و ظلم ستیزی و شهادت میتوان یافت که نام متبرک "حسین" دارد....

میتوان در ان ظلمات به روزی و روزنی رسید که از ان به بعد انسان پشت و پناهی برای اخلاقی زیستن پیدا کرد میتوان گفت که انروز انسان با چشمان غرقه در خون خود دریافت که میتواند سربلند زندگی کند و این جسارت را یافت که بر ازادگی ذاتی خود واقف اید و انرا در زندگی خود جستجو کند . غوغای ان روز و ماتم پس از ان درسی اموختنی برای تمام دورانی شد که برای زیستنی در خور انسان باید چون او اندیشید . اندیشه ای که در کل عالم ولوله و اشوبی بر پا کرد که تا قیام قیامت پایدار و زنده است و انسانیت به ان میبالد.       

 باز این چه شورش است که در خلق عالم است     باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است    حسین را باید با تفسیر آزادگی دوستی عدالت مهرورزی برابری نفی تبعیض و هزاران خصلت بزرگ و پاکی شناخت که همواره آرمان بشریت بوده اند از فهم و درک این مقولات است که میتوان وجود پاک و مملو از عشق او را دریافت. حسین چون سرو سبزی پیشاپیش همه سرو قامتان جاودان تاریخ ایستاده واو را از این ایستادگی تاریخی میتوان شناخت و اخر اینکه حسین را از عشق  به همه خوبیها میتوان شناخت و او را در همه زیبائیها میتوان جستجو کرد و به درستی بر انچه او اگاهانه با اندیشه وعمل خود خلق کرد نام حماسه گذاشت حماسه ای از جنس تاریخ ومحتوای ازادی عدالت و عشق .چنین حماسه ای انچنان سترگ و بزرگ است که ظرف تاریخ از وجودش لبریز است و تا تاریخ زنده است پایدار خواهد ماند .حماسه ای غم بار که بر بلندای ان ارمانهای والای انسانی در اهتزازندو بر این ترازدی بزرگ تاریخ  غم و ماتم و مویه و اشک و سوگواری همیشه جاری است و زبانی که هر ساله در رثای ان بزرگمرد میگوید و حنجره ای که میموید و مینالد و چشمی که چون ابر بهار میبارد و ذوالجناح تاریخ که بدون سپهسالار می پویدو دلی که ارام ارام در فراقش مینالدو می جوید.   

        نمیدونم دلم دیوونه ی کیست                                 کجا می گردد و در خونه کیست  

           نمیدونم دل دیوونه من                                           اسیر نرگس مستانه کیست