X
تبلیغات
رایتل

پزشکان یک خانواده اند

سرنوشت حقیقت...

 

روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ، حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود... 

نظر خانواده: 

ایمیل:جی پی عزیز سلام برای نوشته ات در مورد پرنده ای که در قابلیت پرواز خود دچار تردید شده باید عرض کنم چنین پرنده ای یا پرواز را از خاطر برده است یا از پسرکی تیر کمان به دست بیمناک و در هراس است پرنده در قابلیت ذاتی خود که پریدن باشد تردید ندارد اما در مورد "سرنوشت حقیقت"باید عرض کنم جریان این دیدار را دروغ به شما گفته چرا که حقیقتی با این مشخصات وجود نداشته و او گمشده تاریخ است .او چون اینه ای قرار بود نزد ادمیان به ودیعه نهاده شود ولی از دست ما افتاد و شکسته شد و ما هر کدام فقط تکه ای از حقیقت را نزد خود داریم و نه همه ان را و دنبال تمامیت ان گشتن هم کاری عبث خواهد بود. تمامیت ان فقط نزد خداست جی پی جان دنبالش نگرد نیست.یافت می نشود جسته ایم ما.حی پی عزیز نگو انکه یافت مینشود انم ارزوست. بیا و به همین 02 مون بچسبیم که این حقیقت ماست